پرسش و پاسخ

بازدید : 69 - پاسخگو : دکتر عبدالرحیم گواهی
سوال شماره ۵۳۰
در صورت امکان در فقدان [رثا] حاج قاسم سلیمانی چند کلمه صحبت بفرمایید.

همانطور که در مقدمه "درس خارج"! مثنوی و نهج­البلاغه صبح جمعه 13/10/98 خدمت شاگردان عزیز آن جلسه و دوستان حاضر عرض کردم، شهید والامقام مرحوم مبرور آقای سلیمانی در راه و هدف خویش انسانی بغایت شریف و شهیدی بی­نهایت شاهد و مصداق بارز «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلً» (در بین مومنان مردانی هستند که صادقانه بر سر عهد و پیمان خود با خدا ایستاده­اند، بعضی از آنان به عهد خود وفا کردند و شهید شدند و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز آن عهد و پیمان را تبدیل نکردند) (احزاب، 23) بود. همچنین در همان جلسه تفسیر مثنوی عرض کردم که: 1- خون به خون شستن محال است و محال؛ 2- با این حادثه تلخ ما و منطقه و جهان یک گام بزرگ به جنگ بین ایران و آمریکا نزدیک­تر شدیم! و اما تفصیل مطلب:

  1. بنده شهید سلیمانی را از نزدیک نمی­شناختم، ولی به حسب اقوال موثق، او خَلقاً و خُلقاً اشبه الناس به شهید مصطفی چمران بود که بنده از نزدیک می­شناختم و از نوادر دوران و سرداران جنگ تحمیلی و عاشقان حقیقی شهادت در راه خدا و لقاء الله بود.
  2. در همین راستا من تردیدی ندارم که خون این شهید مظلوم نیز - که در غیر میدان جنگ بر زمین ریخته شد – همچون خون ائمه و بزرگان آسمانی شیعه چون مولای متقیان و سرور آزادگان حضرت اباعبدلله الحسین، و همه شهدای طاهرین قرون و اعصار، منشا خیر و برکت، همدلی و حرکت، و انس و الفت امت شیعه و بلکه همه مسلمانان ایران و عراق و منطقه خواهد شد.
  3. چه خوب گفته شد که این خون توسط شقی­ترین فرد بشر، قدرتمداری دیوانه و مجنون، و محصول تمام عیار زن و قمار و مشروب، و بیماری خودشیفته و [عقلا] معیوب، هیتلر و معاویه زمان، و احمق دوران، که حتی کاخ سفید آمریکا نیز هرگز چنین انسان بیمار و مالیخولیایی به خود ندیده است، بر زمین ریخته شد، که این البته بر مظلومیت ایشان دو چندان می­افزاید.
  4. از میان اوصاف برجسته مرحوم سلیمانی بنده سکوت و کم حرفی، حسن خلق و خنده­رویی، اخلاص و تقوی­ورزی، محبت و مردم­داری، تواضع و خاکساری، مدیریت و راهبری، و از همه مهمتر تسلیم و توکل و رضامندی آن شهید بزرگوار از همه بیشتر و سازنده­تر می­بینیم.
  5. لیکن، هر چند که داریم: «اذْكُرُوا مَحَاسِنَ مَوْتَاكُم» (بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏۷۲، ص: 239)، باید اضافه کنم که به اعتقاد بنده، و همه شیعیان حنیف، غیر از پیامبر (ص) و دختر بزرگوارشان، و داماد ایشان حضرت مولای متقیان علی(ع) و یازده امام از نسل آن امام همام (علیهم السلام)، هیچکس دیگر به کلی معصوم و عاری از هرگونه سهو و خطا نیست و لذا بر ماست که در حق بزرگانمان افراط و تفریط نکنیم و آنان را تالی معصوم نپنداریم. چنان­که وقتی شهید عزیز آقای سلیمانی، همراه با تعداد دیگری از فرماندهان و سرداران سپاه، آن نامه عتاب­آمیز را خدمت سید مظلوم، آقای خاتمی، نوشتند، یا وقتی که جنابشان این اواخر در رابطه با جمع­کردن سریع بساط اعتراضات خیابانی مطلبی را بیان کردند و در آنها حقوق شهروندان و مرتبه صرفا خدمتگزار بودن حاکمان و مسئولان به درستی رعایت نشده بود، عده­ای از دوستان ایشان را دل­آزرده ساخت. بالاخره به قول شاعر: « نه فرشته ام ، نه شیطان ، کی ام و چی ام؟ همینم!» (حسین منزوی)
  6. از حق نگذریم که دفاع جانانه ایشان از حق و حقوق شهروندی دختران بد حجاب یا کم حجاب این مرز و بوم، و نگاه محبت­آمیز و تسامح و تساهل­گرایانه­شان به این سهو یا خبط اجتماعی بعضی از خواهران و دختران جوان و بعضا ناآگاه ما، چیزی نیست که هرگز از حافظه تاریخی نسل جوان و روشنفکر و دانشگاهی زدوده شود.
  7. باز هم ناگفته نگذاریم که مبارزه پی­گیر، بی­امان، مثبت و سرنوشت­ساز این سرباز اسلام، قرآن و میهن عزیز اسلامی ما ایران، که چنین دستاورد شکوهمندی برای ما، کشورهای منطقه و جهان به ارمغان آورده است، تا ابد بر تارک همه رزمندگان راه حق و دفاع از سرزمین­های اسلامی خواهد درخشید.
  8. در جای­جای قرآن کریم، زیر بنای هرگونه نجات و فلاح دنیوی و اخروی، و کمال و تعالی و سعادت مادی و معنوی، ایمان و عمل صالح ذکر شده است (به عنوان نمونه نگاه کنید به: بقره، 25 و متجاوز از 50 آیه دیگر). بدون تردید شهید حاج قاسم سلیمانی مَثَل اعلای یک چنین ایمان و عمل صالحی در روزگار وانفسای ما بود، عارف، عابد، زاهد، صبور، و مجاهد. مگر طالبان­ستیزی و داعش­ستیزی، که البته این هر دو فتنه محصول حیله غرب با همکاری اسرائیل و ارتجاع منطقه بودند، و از همه بالاتر استکبارستیزی، در عهد و زمانه­ای که ابرقدرت آمریکا و قدرت­های غربی اذنابش بر جان و مال و ناموس و بلکه ذهن و عقل و روح خیلی از مسلمانانِ از لحاظ فکری مستضعفِ منطقه و شوربختانه حکام آنها سلطه پیدا کرده­اند، کار ساده­ای است؟
  9. این بنده در جلسه­ای که همین دیروز در دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی وزارت امورخارجه در زمینه تجزیه و تحلیل و آینده اندیشی این ترور شوم برگزار شده بود خدمت دوستان و همکاران حاضر در جلسه عرض کردم که صمیمانه امیدوارم این حادثه عظیم که می­تواند موجب بسیاری از خیرات و برکات وحدت­آفرین برای جوامع عراق و ایران و منطقه و حتی جهان اسلام باشد، دستمایه [سوء] استفاده­های داخلی، جناحی، حزبی و انتخاباتی زودگذر و غیر سودمند قرار نگیرد.
  10. اجازه بفرمایید فرجام این نوشته کوتاه را با ذکر خاطره­ای نه چندان شیرین، بلکه تلخ از همان جلسه درس نهج­البلاغه و مثنوی جمعه صبح به پایان برم تا انشالله درس عبرتی باشد برای همه ما. در پایان درس مذکور یکی از شاگردان متدین و مومنه­ام با کمال صدق و سادگی از بنده پرسیدند آیا شما در بکار بردن واژه شهید و آن واژه­های فاخر در حق آقای سلیمانی جدی بودید؟ عرض کردم آری، چرا که نه؟ گفتند آخر ایشان در بعضی موضع­گیری­ها و اقدامات تند داخلی هم سهیم بودند و لذا همه این نگاه کاملا مثبت و تاییدآمیز شما را نسبت به ایشان نداشتند! خدمتشان متذکر شدم من که گفتم جناب سلیمانی در راه فکر و عقیده خودشان بسیار مومن و مخلص بودند و نگفتم که حالا همه هشتاد میلیون ایرانی باید در همه زمینه­ها دقیقا عین ایشان فکر و عمل کنند! مگر قرآن نمی­فرماید: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً» (بگو هرکس به شکل و روش خود عمل می­کند، اما پروردگارتان بهتر می­داند چه کسی راه­یافته­تر است) (اسرا، 84)

«وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» (شعرا، 227)      

عبدالرحیم گواهی

15/10/1398

 

برچسب ها

هیچ برچسبی مرتبط با این پرسش و پاسخ وجود ندارد