تأملاتی در باب دین پژوهی

بازدید : 372 - ۰۳ بهمن ۱۳۹۶
تأملاتی در باب دین پژوهی
عنوان تأملاتی در باب دین پژوهی
نویسنده دكتر عبدالرحيم گواهي
خلاصه مقاله در این مقاله می خوانید : تأملاتی در باب دین پژوهی در جهان متغیّر، متجّدد، علم زده و تا حدودی هم جهانی شده معاصر، همۀ مطالب و موضوعات و از جمله مقولۀ دین پژوهی دستخوش تغییر وتحولات وگسترش کمی و کیفی فراوانی شده است. در این مقوله سعی می‌شود تا به اجمال به تعدادی از این تحولات اشاره شود.

تأملاتی در باب دین پژوهی

در جهان متغیّر، متجّدد، علم زده و تا حدودی هم جهانی شده معاصر، همۀ مطالب و موضوعات و از جمله مقولۀ دین پژوهی دستخوش تغییر وتحولات وگسترش کمی و کیفی فراوانی شده است. در این مقوله سعی می‌شود تا به اجمال به تعدادی از این تحولات اشاره شود.
شاید عمده‌ترین تغییر و چشمگیرترین تحول در موضوع دین‌شناسی در خود تعریف دین باشد، به نحوی که اگر تا دیروز عموم مردم و حتی اکثر اهل فن و خبرگان حوزۀ دین شناسی تعریف شسته و رفته‌ای از دین، یا لااقل دین حق، داشتند و آن نوعاً منطبق بر دین مورد قبول و پذیرش خود آنان بود، امروزه با گسترش حوزۀ دین پژوهی و سر بر آوردن رشتۀ علمی جدیدی به این نام در میان رشته های کثیر علوم انسانی و اجتماعی، و ظهور هزاران و بلکه دهها هزار مکتب و مسلک و یا به قول خودشان "ادیان جدید" در درون سنت های ديني بزرگ جهان یا بیرون از آنها، تعاریف سنتی گذشته بکلی دستخوش تغییر شده و مفاهیم و ملاحظات جدیدی حتی در تعریف دین مطرح شده است. چنانچه دکتر هیوم، دین‌شناس مشهور معاصر، در مقدمۀ کتاب ادیان زندۀ جهان چندین تعریف مهم جامعه شناختی، روان شناختی، احساس گرایانه، خدا شناسانه، زیبا شناختی و غیره از دین به دست می‌دهد. اينجانب نیز که معمولاً در ابتدای کلاسهای درس تاریخ ادیان وادیان خارجی برای انگيزش ذهن دانشجویان به عنوان تکلیف از آنان می‌خواهم که هر کدام چند تعریف از دین را برای جلسۀ بعد بیاورند تاکنون به صدها تعریف دم دستی از دین از منظرهای مختلف برخورد کرده‌ام. یقیناً این بدین معنا نیست که همۀ این تعاریف و رویکردها به مقولۀ دین و دین باوری از وزن و اعتبار مشابهی برخوردارند و در حوزۀ دین‌شناسی نیز مثل عالم اعیان ثابته یا حقایق خارجیه از کثرت و پلورالیسم مطلق برخورداریم، لیکن یقیناً به این معناست که در عالم دین مداری "الطرق الی الله به عدد انفاس الخلایق" است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم حتي مشرک و کافر هم دین دارند، ولو دین پنداری و موهوم و غلط و باطل. چنانچه قرآن کریم نیز می‌فرماید: "قل یا ایهاالکافرون، ... ، لکم دینکم و لی دین"  (قرآن کریم سورۀ کافرون)
ناگفته پیداست که این سخن بر حسب ظاهر با آیۀکریمۀ "ان الدّین عندالله الإسلام"
(سورۀ ال عمران، آیۀ19) همخوانی ندارد، چه در این آیه اولاً دین یکی معرفی شده و ثانیاً نام آن دین واحد هم ـ اسلام ـ ذکرشده است. لیکن این انتهای راه نیست و بلکه ابتدای آن است. چون تازه به معنای کلمۀ "اسلام" در قرآن می‌رسیم که دو معنای عام وخاص دارد؛ یکی به معنای تسلیم در برابر ذات پروردگار که لذا از این جهت همۀ ادیان ابراهیمی و یا بهتر است بگوییم توحیدی را در بر می‌گیرد، و از همین بابت هم در قرآن همۀ پیروان ادیان مسیحی و یهودی و
زرتشتی (مجوس) و صابئی در زمره اهل کتاب معرفی شده اند؛ و دیگری اسلام به معنای خاص و یا دین محمدی (ص) که آخرین حلقۀ زنجیرۀ ادیان توحیدی یا ابراهیمی است و به صراحت قرآن تمام‌ترین و کامل‌ترین آنها نیز می‌باشد.
 اما این که گفتیم اسلام ـ به معنای عام کلمه ـ جامع همۀ ادیان حقیقی یا توحیدی می‌باشد باز فکر نکنید که اين دیگر سخن آخر است ودامنۀ بحث ما را در رابطه با تعریف دین و حوزۀ دین پژوهی جمع و جور می‌کند و به سرانجامی مطلوب می‌رساند. بلکه، در واقع، هزار نکتۀ باریکتر ز مو در همین‌جاست. می‌گوییم اسلام به معنای تسلیم در برابر خدا است، اما خدا کیست و چیست و چه تعریفی دارد؟
یقیناً از منظر درون دینی تعریف خدا نسبتاً ساده و روشن است. اما این می شود خدای اسلام و محمد(ص)؛ خدای یهود و یهوه؛ خدای مسیحیت و پدر(زمینی یا آسمانی یا هر دو)؛ خدای دین زرتشتی و اورمزد؛ و غیره. لیکن مفهوم واحد و مشترک همۀ اینها کدام است و چه نام و تعریفی دارد؟ تازه گیریم که در رابطه با خدای ادیان ابراهیمی به تعریف ـ و صد البته نه نام ـ واحدی رسیدیم، در مورد کامی خدای شینتویی و برهما خدای هندویی و دائو خدای تائویی و دهها و صدها و هزاران مفهوم و نامگذاری‌های مشابه چطور؟
ملاحظه مي‌فرماييد كه همه اينها از منظر درون ديني يك تعريف و توصيف دارد و از منظر برون ديني تعريف و توصيفي ديگر؛ و گاهي اين دو منظر به پهناي همه جنگ و ستيزهاي ديني تاريخ بشر از هم فاصله دارند و با يكديگر غريبه و ناآشنايند. اينجا است كه بحث و گفتگو و تعامل ديني پيش مي‌آيد و ما را در مسير شناخت ديگران، اعم از حق و باطل، قرار مي‌دهد. در همين مقوله گفتمان ديني و ديالوگ اديان نيز بسيار حرف و سخنها است كه اگر ما مقدمات، قواعد، و لوازم يك گفتگوي صحيح و سازنده را رعايت نكنيم همواره اين ره كه مي‌رويم به تركستان است و هرگز به حاصلي مثبت و سازنده نمي‌رسيم، امّا اين سخن بگذار تا وقت دگر.
در همين راستا و در سخني قريب به همين مضمون بايد از هرمنوتيك و قرائت‌هاي جديد از متون مقدس ديني نام ببريم. بدون اينكه خواسته باشيم در وادي تعاريف متعدد، متنوع، متفاوت، و گاهي هم متناقض هرمنوتيك گام نهيم اين مقدار ضروري است كه بگوييم بالاخره علم يا رشته علمي جديدي سر بر آورده كه مدعي مطالعه نقّادانه، موشكافانه، و به اصطلاح "علمي" كتب مقدس ديني است و در اين راه گام‌هاي اوليه چندي هم برداشته است. در هر صورت، هرمنوتيك مقوله‌اي است كه حتي چنانچه ما آن را از باب مسامحه همان علم التأويل خودمان بدانيم، باز به اين صورت جديد در همين دهه‌هاي آخر قرن بيستم سر بر آورده و خواه ناخواه خود را در كنار هر گونه تلاش جديد دين‌پژوهي نوين قرار داده است.
نكته ديگري كه خود را هم پا و همراه دين‌پژوهي نوين قرار داده و از هر سو سرك مي‌كشد مبحث "علم و دين" است كه هر چند از دير باز مطرح بوده و صاحبنظراني نيز داشته، ليكن امروزه بيشتر در قالب تعارض بين علم ودين خودنمايي مي‌كند تا حدّي كه حتي بعضي از روشنفكران ديني را هم مي‌فريبد و گاهي آنها را به اظهار نظرهايي ظاهراً روشنفكرانه و خرد ورزانه و باطناً بغايت سنّت شكنانه وا مي‌دارد. هر چند فيلسوف بزرگ علم معاصر، ماري‌ميجلي‌ انگليسي، در كتاب (Science as Salvation) كه توسط صاحب اين قلم به فارسي ترجمه شده و تحت عنوان
"افسانه نجات بخشي" علم توسط انتشارات تبيان (1380) روانه بازار شده است، بخوبي پنبة جانشين شدن علم به جاي خداوند را مي‌زند و به نحوي عالمانه نشان مي‌دهد كه علم حتي قادر به حل مجهولات علمي خودش هم نيست، چه رسد به اسطوره زدايي و تبيين علمي انسان و جهان، ليكن فيلسوفان علم وطني ما بهيچ وجه دست بردار نيستند و بجّد مشغول خرد ورزانه ساختن دين و تفسير علمي همة مقولات عالم و آدم از وحي و تنزيل و قرآن گرفته تا خدا و پيغمبر (ص) و امام (ع) هستند. بديهي است تا بشر بكّلي از اين خام انديشي دست نكشد و در صدد تبيين مابعدالطبيعه بر حسب قواعد و ضوابط طبيعي و خرد خام علت و معلولي و عقل ابزاري خويش نباشد، بايد سالها و بلكه قرنها شاهد تضاد صوري و ساختگي علم ودين باشيم و آراء حكماي بزرگ در باب "تعاون علم و الدين" (عنوان اثري از استاد بزرگوارم علامه فقيد محمد تقي جعفري