لطفا صبر کنید ...
جزئیات خبر 21 شهریور 1396
گزارش سفر به گرجستان قسمت اول

 

به منظور شرکت و سخنرانی در سمینار دو روزه «سنت و تغییر در جهان معاصر» که به همت شورای بین‌المللی تحقیق در ارزش‏های فلسفه واقع در شهر واشنگتن امریکا، دانشگاه آسیای مرکزی واقع در سه کشور قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان، پروژه علوم انسانی یا کمک به انسانیت آقاخان، و بالأخره مرکز اسماعیلیه شهر دوشنبه برگزار شده بود، در فصله روزهای یکشنبه 1/5/96 تا پنجشنبه 5/5/96 به مدت کمتر از چهار شبانه روز کامل، سفری به شهر زیبا و سرسبز دوشنبه داشتم که گزارش مختصر آن را ذیلاً تقدیم می‌دارم.

خبر این رشته کنفرانس‏ ها را با برنامه ریزی هوشمندانه خانم دکتر هو یپینگ (Hu Yeping) مدیر اجرایی مرکز (RVR) در واشنگتن، از چند ماه قبل در بولتن خبری مرکز مزبور خواندم که برای تابستان امسال 5-4 کفرانس این چنینی در آفریقا و شش کنفرانس هم در آسیا، 4-3 تا در چین و یکی در تاجیکستان و یکی هم در بیشکک پایتخت قرقیزستان برنامه ریزی کرده بودند، همه هم در ارتباط با حیات انسانی در عصر جدید. چنانکه عنوان سمینار شهر دوشنبه هم سنت و تغییر یا سنت و مدرنیته در عصر جدید بود.

در هر صورت برای سمینار از هفته‌ها قبل ثبت نام کرده و خلاصه مقاله را (به فارسی و انگلیسی) فرستاده بودیم، اما متأسفانه ویزا با کش و قوس زیاد مواجه بود، تا حدی که حتی به معطلی‌های انگشت (و لابد چشم!) نگاری رسید. راستش برای بنده به عنوان یک دیپلمات ارشد سابق و رئیس دفتر مخصوص «مهندس بازگان» و چند دوره معاونت وزارت و سفارت سخت بود که بروم پشت پنجره زندان مانند سفارت بایستم تا صدایم بزنند و کار حقارت‌آمیز انگشت نگاری و عکس از چشم را بر سرم بیاورند. لذا بعد از یکبار مراجعه و عدم توفیق عطایش را به لقایش بخشیدم و از رفتن به آن کشور صرف نظر کردم تا اینکه موضوع به گوش دوست قدیمی‏ام آقای علی آقا مجتهد شبستری سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان و رئیس انجمن دوستی ایران و تاجیکستان که در ضمن عضو شورای علمی مرکز پژوهش ادیان جهان (NGO) ما هم هست رسید که با بزرگواری فرمودند شما اصلاً جلوی سفارت مرو و من خودم کار ویزا را حل میکنم و به یکی از دوستانشان فرمودند درخواست ویزای الکترونیک برای بنده کرد که (بدون هیچگونه انگشت نگاری و این قبیل تشریفات زائد) ظرف 14 ساعت رسید و ما در آخرین ساعات روز چهارشنبه 28/4/96 برای یکشنبه 1/5/96 بلیط تهیه کردیم و عازم سفر شدیم تا به خیال خام خودمان از گرمای بالای 40 درجه تهران فرار کنیم!

یکشنبه 1/5/96 ساعت 14:20 (با نیم ساعت تاخیر) با هواپیمایی نه چندان مجهز و مرفه تاجیک ایر (چون در تمام مسیر دو ساعت و خورده‌ای گرما خوردیم و خودمان را باد زدیم) عازم دوشنبه پایتخت تاجیکستان شدیم که ساعت 5 به وقت محلی به مقصد رسید (فرودگاهی بسیار کوچک و محقر که شاید یک چندم فرودگاه شهرهای بزرگ ماست. شهر دوشنبه حدود یک میلیون و کل تاجیکستان حدود 5/8 -8 میلیون نفر جمعیت دارد).

بچه‌های سفارت (آقای الصاق حسابدار ارشد سفارت) و راننده‌ای از طرف آقای دکتر پولات شوزیموف از دانشگاه آسیای مرکزی (میزبان و دبیر کنفرانس) به فرودگاه آمده بودند که در آن هوای گرم و تا حدودی شرجی غنیمتی بود. (هنگام فرود گفت هوا 35 درجه است، اما بیرون که آمدیم ماشین 39 درجه را نشان می‌داد، عین تهران، منتها با این تفاوت که به دلیل عبور رودخانه‌ای در دو طرف شهر دوشنبه، وقتی درجه حرارت از 30 درجه بیشتر شود شرجی هم می‌شود که تحمل آن سخت‏تر است. بخصوص که راننده ماشینِ آخرین مدلِ تویوتای استیشن دانشگاه درست مثل شوفر تاکسی‌های خودمان کولر را روشن نکرد!).

محل اقامت ما هتل سِرِنای شهر دوشنبه تعیین شده بود که همین چند سال پیش، با حضور پرنس آقاخان رئیس فرقه اسمائیلیه (که بعداً درباره وی بیشتر توضیح خواهم داد) بدست آقای امامعلی رحمانف (که اخیرا اُف آخرش را که روسی و به معنای «زاده» است برداشته و رسما خود را «رحمان» می‌خواند) افتتاح شده بود و بحمدالله رویهمرفته جای تمیز و مجهزی بود و در کنار زبان و لهجه شیرین فارسی تاجیکی عموم مردم و خدمه هتل بسیار دلچسب می‌نمود.

طبق دعوت قبلی آقای پولات دبیر سمینار، قرار بود غروب روز ورودمان با سایر اعضای بین‌المللی (اینترناسیونال) سمینار شام مشترکی به رسم معارفه بخوریم که همین کار را هم کردیم. وقتی من رسیدم تقریبا همه خارجی‏های کنفرانس خانم هو، دکتر ویلاچا، خانمی به نام مهرنگار رستمی دانشجوی دکترای UCLA و یکی ـ دو نفر از قرقیزستان و قزاقستان وروسیه شوروی نشسته بودند.

خانم دکتر هو یپینگ که مرا از اجلاس‏های قبلی می‌شناخت به حضار معرفی کرد و مراسم معارفه و خوش و بش‌های مقدماتی بعمل آمد. بعد از شام هم برای تمدد اعصاب قریب دو ساعتی در بلوار بزرگ و نسبتاً زیبای جلوی هتل که تقریباً تنها خیابان زیبا و آراسته شهر دوشنبه است و می‌توان آن را با خیابان چهارباغ اصفهان یا شانزه لیزه پاریس مقایسه کرد (ولیکن این کجا و آن کجا) قدم زدیم و تا میدان بزرگ و اصلی شهر که وسطش مجسمه شاه اسماعیل سامانی و یک طرفش بنای پارلمان و طرف دیگرش هم کاخ‌های امامعلی رحمانف است پیش رفتیم و آخر شب هم خسته و مرده به هتل برگشتیم

 


 




بازدید : 58 0 نفر پسندیده اند 0 0 نفر نپسندیده اند 0

کلیه حقوق متعلق است به مرکز پژوهش ادیان جهان
Copyright 2011-2012 World Religion Research Center All rights reserved
Designed & Powered by RedPineSoft
بازدید امروز : 119
بازدیـــــد کـل : 331193
خبــرنـامه مرکز پژوهش ادیان جهــان
ایمیل خود را وارد کنید و آن را به لیست خبرنامه اضافه و یا از آن حذف نمایید
عضویت در خبرنامه افزودن ایمیل به خبرنامه حذف ایمیل از خبرنامه