آیا «در عبادات هم باید تجدید نظرهایی بشود» ؟

بازدید : 130 - ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ - اخبار مرکز پژوهش ادیان جهان
آیا «در عبادات هم باید تجدید نظرهایی بشود» ؟
در کانال¬های مجازی مطلبی تحت عنوان «در عبادات هم باید تجدید نظرهایی بشود» از آقای دکتر محمد مجتهد شبستری منتشر شده است. این مطلب حاصل گفتگوی مولود بهرامیان با استاد شبستری می¬باشد و در کانال تلگرامی ایشان نیز قرار داده شده است. بر طبق این دیدگاه در عبادات باید مفهوم «وجوب» را کنار گذاشت و به جای آن مفهوم «توصیه» را قرار داد! ایشان فرموده¬اند به نظر من امروزه دیگر مفهوم وجوب که می¬گوید ظهر را باید چنین نماز خواند و یا واجب است مردم روزه بگیرند اعتبار خود را از دست داده است! ... باید ساختار فضیلتی آدم¬ها عوض شود، والّا هزار بار دولّا- راست شدن هم ارزشی ندارد ... ممکن است نظر جنابعالی را در مورد این مطالب بدانیم؟

پاسخ:

1. چنان که می­دانید این قبیل حرف­های استاد ارجمند آقای مجتهد شبستری تازگی ندارد و چند صباحی است که ایشان به یأس فلسفی و دینی رسیده­ و چنین رویکردی را نسبت به انسان و جهان، و دین و ایمان اتخاذ نموده­اند.

هر دم از ایـــن باغ بری مــی‌رســــد

نغــــز­تـر از نغز­تــری مـــی‌رســــد

 

(خمســـــه نظـــامی، مخــزن الاســـرار، بخـــش 48)

یک روز در فقه، قرائت رسمی از دین را تا جایی پیش می­برند که دیگر سنگ روی سنگ بند نمی­شود و روز دیگر دینداری را – مثل برادران مسیحی­مان- فقط محبت می­دانند و عملاً از جانب اسلام به سمت و سوی مسیحیت عدول می­کنند و امروز هم وحدت فرایض دینی را- که از مشترکات آیینی عبادی همه ادیان الهی (ابراهیمی) است «كُتِبَ‏ عَلَيْكُمُ‏ ... كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُم‏» (بقره (2)، آیه 183)- زیر سوال می­برند. بنده که خیلی می­ترسم و نگرانم، چون از قدیم گفته­اند: «باش تا صبح دولتت بدمد/ کاین هنوز از نتایج سحرست» (دیوان اشعار انوری، قصاید، قصیده شماره 27- در مدح صاحب ناصرالدین و تهنیت منصب)

2. نکته دوم من این است که باید صمیمانه از جناب استاد پرسید چرا؟ مگر وجوب فرایض- فارغ از این که مردم حرف خدا را گوش بکنند یا نکنند، بپذیرند یا نپذیرند، انجام بدهند یا ندهند – چه ضرری برای آن­ها دارد؟

3. سوم این که برای تغییر ساختار فضیلتی مردم، چه راهی بهتر از عبادت سالم و صالح، و توأم با وقار و تمرکز و تفکر می­توان سراغ گرفت؟ همان عبادت و تقواورزی عالمانه، بخردانه، بندگانه و متواضعانه. و آیا مگر این­ها مانعی در راه دستیابی به فضایل است؟ مگر نداریم و نخوانده­ایم که ستون دین و ایمان­ورزی نماز است و نیز این که «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئن الْقُلُوب» (دل آرام گیرد ز یاد خدا) (رعد (13)، آیه 28).

4. سوال دیگر بنده از استاد مجتهد شبستری این است که چنان چه مردم میان نظر شما و خدا و پیغمبر(ص) مخیّر شدند باید کدام را انتخاب کنند؟ نظر شما یا نظر خدا و پیغمبر(ص) را؟ تازه برادر، برای چه این کار را می­کنی و این حرف­ها را می­گویی و پایه­های اعتقاد دینی مردم را سست می­کنی؟ فارغ از این که شما مخلوق کوچک و ناچیز به کدام دلیل عقلی و نقلی در کار خدا چون و چرا می‌کنی؟ آخر باید بر نظر و رأی شما خاصیتی هم مترتب باشد. خوب، بفرمایید این فکر و مطلب مشعشع جنابعالی کدام گره فروبسته را از کار خلق می­گشاید؟ این پیشنهاد کدام معضل سیاسی/ اجتماعی/ اقتصادی/ اخلاقی/ فرهنگی/ دینی و غیره را از پیش پای خلق برمی­دارد و به آن­ها در راه کسب رفاه دنیوی و سعادت اخروی نفع می­رساند؟ مگر نگفته­ایم و نخوانده­ایم که: «الْخَلْقُ‏ كُلُّهُمْ‏ عِيَالُ‏ اللَّهِ‏، وَ أَحَبُّهُمْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْفَعُهُمْ لِعِيَالِهِ» (قرب الاسناد، حمیری، عبدالله بن جعفر، قم: موسسه آل البیت، 1413، ص 120، ح 421).

5. البته که در قرآن انواع و اقسام تعابیر الهی (commandment)ها را داریم، از توصیه «يُوصِيكم» (نساء (4)، آیه 11) گرفته تا موعظه «يَعِظُكم» (نساء (4)، آیه 58) و وجوب «كُتِبَ عَلَيْكُم» (بقره (2)، آیه 183) و تعلیم «يُعَلِّمُكُم» (بقره (2)، آیه 151) و غیره. اما بالاخره همه این طبقه­بندی­ها را خدا معین می‌کند. چون که او خالق است و ما مخلوق؛ او رب است و ما مربوب؛ او می­داند و ما نمی­دانیم (نور (24)، آیه 19). انصافاً که پیامبر بزرگوار اسلام نیک فرموده­اند که: «رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً عَرَفَ‏ قَدْرَهُ‏ وَ لَمْ‏ يَتَعَدَّ طَوْرَه‏» یعنی رحمت خدا بر آن كس كه اندازه خويش را بشناسد و از حدّ خود فراتر نرود (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، تحقیق: درایتی، مصطفی، قم، 1366، ص 233، ح 4666).

6. برادر عزیزم! آقای دکتر شبستری: نازنینی تو ولی در حد خویش/ الله الله پا منه ز اندازه بیش (مثنـــوی، دفتـــر اول، صفحـــه 65، بیت 32)

آدم اگر بخواهد مثل بعضی از فیلسوفان آلمانی (و غیر آلمانی) زیادی عقلگرا بشود، ابتدا لباس روحانیت را کنار می­گذارد و سپس دین پیامبر خدا را و دست آخر هم با احکام خدا در همه شرایع آسمانی مخالفت می­ورزد و پا روی تشریع می­گذارد و باب بدعت­ها را می­گشاید و ...! نستعیذ بالله من شرور انفسنا.

7. استاد بزرگوار جناب آقای دکتر شبستری عزیز! شما بهتر از بنده می­دانید که امروزه چه عوامل داخلی و خارجی، درونی و بیرونی، مردم را از دین خدا دور می­سازند، که شاید در رأس آن­ها هم عملکرد غلط خود ما مدعیان و به اصطلاح سردمداران دین باشد که از قدیم گفته­اند: چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید/ گفتا ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست (دیوان اشعـــار ناصر خســرو، قصاید، قصیده 44).

حال، در این بزنگاه، تکلیف ما روشنفکران دینی چیست؟ آیا باید مثل شریعتی­ها و بازرگان­ها و چمران­ها و سحابی­ها و دیگر اصحاب اندیشه و خرد و علوم جدید، مردم را به حقیقت دین و دین حقیقی خداوند فرابخوانیم و مومنانه از این خداورزی مخلصانه خویش همچو سرو و سوسن شادی و احساس آزادی بکنیم: 

چــون بـــــه آزادی نبـــوت هـــــادی اســت

مــــــومنـــــــان را ز انبیـــــــا آزادی اســت

ای گـــــروه مــــومنـــــان شـــــادی کنیــــد

همچـــــو ســـــرو و سـوســن آزادی کنیـــد

(مثنوی، دفتر ششم، صفحه 419، ابیات 25 و 26)

 

و یا مانند بعضی از همتایان داخلی و خارجی­مان (آقایان دکتر ملکیان و دکتر سروش و نظایر ایشان) تنگ­دلانه و مأیوسانه ساز ناامیدی و یأس را کوک کنیم و ... ؟ با آن شور و نشاط علمی- فلسفی- فقهی و ایمانی که در استاد شریعت خود مرحوم آقای جعفری(ره) دیده بودم، بنده که به سهم خود، علیرغم همه جهل و شقاوت و افراط و تفریطهای موجود، زیر بار این دومی نخواهم رفت که خدا و رسولش مکرر فرموده­اند نومیدی بد است: «لَا تَايْئسُواْ مِن رَّوْحِ الله» (یوسف (12)، آیه 87)، «لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ الله» (زمر (39)، آیه 53) و غیره.

8. دوست بزرگوار! اجازه می­فرمایید به عنوان یک رفیق شفیق بپرسم که چرا در این سال­های اخیر فرمایشات حکیمانه شما از قرآن و نهج‌الفصاحه و نهج‌البلاغه که هیچ، رنگ و بویی از حافظ و شمس و مولوی و سنایی و عطار و یا همتایانشان در عرفان نظری (منثور) مثل ابن­عربی و غیره ندارد؟ مگر می­شود غور زیادی در فلسفه و کلام، آدم را از معنویت و عرفان بازدارد؟ حداقل در مورد اقسام آقای طباطبایی­ها (صاحب‌ المیزان) و مطهری­ها و جعفری­ها که اینگونه نبود!

9. راستی کدام حکم تشریعی خدا در عالم وجود با جبر و زور همراه است که حالا ما بخواهیم وجوب و فریضه بودنش را حذف کنیم؟ کجا گفته است که اگر نماز نخوانی، روزه نگیری، خمس و زکات ندهی، حج و جهاد نروی چنین و چنانت می­کنیم که حالا ما بخواهیم وجوب این چیزها را برداریم تا مردم قدری احساس راحتی کنند؟ حضرت استاد! شما می­خواهید کدام بار دنیوی را و از دوش چه کسانی بردارید؟ آخرت و تکوین و تشریع هم که دست من و شما نیست. البته حوزه ادیان جدید یا نوظهور (New Religions) قصه بر غصه دیگری است که جای بحث و تفصیل آن در این جا نیست.

در هر صورت، وقتی چیزی در حوزه قوانین عرفی دنیوی نیست و انجامش الزام قانونی ندارد چه جای این سخنان تفرقه­انگیز و تشویش­مندانه است؟

10. در هر صورت و به هر ترتیبی هم که بوده باشد، گفتن این که امروزه، نزد کسی از عقلا، علما، فقها، فلاسفه، حکما و غیره فلان حکم الاهی اعتبار خودش را از دست داده است؛ مقدمات، مقومات، الزامات و تبعات زیادی دارد که کلی بحث و فحص و استدلال و برهان می­طلبد تا جا بیافتد و ما چنین چیزی را در مطالب ارائه شده از جانب شما ندیده­ایم، مگر این که اول و آخر مطلب کوتاه شده یا از قلم افتاده باشد. بالاخره چرا و به چه دلیل منطقی و عقلی واجبات دینی میلیاردها نفر از مردم جهان یک شبه از حیّز انتفاع افتاده و بی­اعتبار شده­اند؟

11. این را هم اضافه کنم که اقسام بنده، بر حسب تعالیم فاخر عرفای شامخ اسلامی و در محضر آن بزرگواران آموخته­ایم که: دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد (مولوی، دیوان شمس، غزلیات، غزل شماره 563) و یا این سخن والای حافظ که می­فرماید: «ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی/ ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست» (حافظ، غزلیات، غزل شماره 48) که بحمدالله در عصر و زمانه ما هم این قبیل مردان خدا کم نیستند. هر چند که از ترس داروغه­های دوران و دام و دانه­های زمانه هر کدام در کنج عزلتی خزیده­اند. حالا، بینی و بین الله آیا خود شما فکر می­کنید، باید از دامان پاک مردان خدا دست بکشیم و سایه آن سروهای سَهی را ترک کنیم و درِ خانه یک عده روشنفکر مأیوس و مهجور و هنجار شکن بیاییم که از فرط نومیدی و ناچاری تیشه به ریشه دین و شریعت می­زنند؟ آیا این است مصداق آیه شریفه «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ‏ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا» (سبأ (34)، آیه 46)؟

12. سرانجام این که برادر عزیز، میان وجهه نظر و دیدگاه اقسام بنده و حضرتتان تفاوت از زمین تا آسمان است. شما زیرآب این چهار رکعت فریضه را هم می­زنید و می­فرمایید نماز را باید هر کس، در هر وقتی و به هر زبانی و در هر نوع مکانی و به هر صورتی که دلش خواست بخواند و ما می­گوییم:

خوشــــا آنـــان کــــه اللــــــه یــارشــــان بـــی

بحمـــد و قـــل هــــو اللــــه کـارشــان بـــی

خوشـــا آنـــان کـــه دایـــم در نمـــــازنــــد

بهشــت جــــــاودان بـــــازارشـــــان بــــــی

(بــابــاطــاهر، دوبیتــی­ها، دو بیتــی شمـاره 314)

 

خوشـــا هــــایـــی ز حـــق وز بنـــده هویــی

میــــان بنـــــده و حــــق هـــــای و هـویـــی

(عطـــار نیشـــــابــــــوری)

 

سلامتی و عزت و سعادت دنیا و آخرت شما را از درگاه حق مسألت دارم.

عبدالرحیم گواهی

  29/06/1396