لطفا صبر کنید ...
نظر شما چیست؟

نام (اختیاری)

پست الکترونیک

نظر شما

  

مشروح پرسش و پاسخ مشروح پرسش و پاسخ

پرسش 374

چرا امام یازدهم تنها یک زن و از او هم یک بچه دارد که تازه او را هم کسی ندیده است.


پاسخ

پاسخ

قبل از ارائه پاسخ یا بیان نظرات در خصوص این پرسش بهتر است قدری روانشناسانه به این موضوع نگاه شود.

  1. اولین سوالی که در بادی امر مطرح می‌شود این ست که آیا این سوال در اثر تحقیق و تفحص‌های دینی / تاریخی به ذهن خطور کرده یا این‌که در جایی خوانده یا شنیده شده و الان نقل می‌شود.
  2. شاید چندان هم فرقی نکند که این سوال جوشش ذهن بوده یا از جایی انتخاب (گزینش) شده است، پرسش بعدی این است که این چه ذهنیتی است که این قبیل پرسش‌ها از آن نشات می‌گیرد یا توسط آن از میان هزاران داده اطراف ما انتخاب و مطرح می‌شود.
  3. می‌دانیم که در طبیعت گزاره‌ای مطرح نیست و گزاره‌سازی کار ذهن ماست. در بیرون –عالم ماده- فقط حسیات و مدرکات حسی و عقلیات و مدرکات عقلی وجود دارند و هر گونه برداشت و نتیجه‌گیری و قانون‌سازی و علم پردازی و این‌ها در ذهن ما انجام می‌شود و اصولا علم محصول مواجهه عقلانی بشر با عالم خارج است. اکنون باید پرسید چه تفاوتی بین ذهن مثلا دو فیزیکدان وجود دارد که یکی از آن‌ها به داده‌های فیزیکی / نجومی نگاه می‌کند و می‌گوید "پس بنابراین خدا هست" و دیگری به همان داده‌های نگاه می‌کند و می‌گوید "پس بنابراین خدا نیست". یکی برتراند راسل می‌شود و دیگری آلفرد نوث وایتهد؟
  4. با ذکر این مقدمات نمی‌شود گفت که چون یکی درس خوانده، دکتر، مهندس، طبیب، جراح و از این حرف‌هاست پس در مورد خدا، پیغمبر، امام، آخرت و غیره اشکال دارد. زیرا کسی می‌تواند همان دکتر، مهندس، روشنفکر، استاد دانشگاه و غیره باشد اما اصلا چنین اشکالی نداشته باشد. به عبارت دیگر این در ذات عالِم بودن، درس‌خوانده بودن، روشنفکر بودن، فرهیخته بودن، متجدد بودن و غیره نیست که یکی دیندار و دیگری بی‌دین، یکی سکولار و ماتریال و یکی انسان‌مدار، یکی فیزیکال و دیگری اسپیریتوال، یکی ته‌ایست (Theist) و دیگری آته‌ایست (Atheist) و غیره باشد، چون اگر امری ذاتی بود، همه این‌ها باید در یک صنف و صف واحد بوده باشند.
  5. نکته مقدماتی دیگر این است که باید دید چگونه‌است که بعضی افراد یکسره اهل جحد و انکار، و مخالفت و استنکاف  و احتجاج فراوان هستند و هنوز پاسخ یک پرسش تمام نشده و یا به اصطلاح کلام منعقد نشده است، دائم از این شاخه به آن شاخه پریده و مدام مسائل و مباحث تازه مطرح می‌کنند تا مبادا خدای نکرده در موضوعی مغلوب و منکوب شوند و آسمان به زمین بیاید! برای اینان تنها خودشان موضوعیت دارد و آرا و افکار خودشان؛ و حق – همه حق- همواره با ایشان است! به قول مولوی:

چشم باز و گوش باز و این عمی                                حیرتم از چشم‌بندی خدا

بنده مکرر دیده‌ام که این قبیل افراد حتی در حوزه تخصصی خودشان – مثلا فلان رشته پزشکی – حتی موافق سایر تخصص‌های آن حوزه، از قبیل طب سنتی، طب گیاهی، طب سوزنی، انرژی‌درمانی و نظایر آن‌ها، هم نیستند و فقط  فقط به آن‌چه خوانده‌اند و بدان مشغولند اعتقاد و اعتماد دارند و روی آن تعصب می‌ورزند و بس! به عبارت دیگر، در نظر اینان، محور علم و دانش در همه عالم و آدم ایشان هستند و بس و هیچ علم و دانش و خردورزی و هنرمندی دیگری جز اندک دانش و تجربه ایشان اصلا وجود ندارد. بندگان خدا نمی‌دانند که همه اولاد آدم – جز مرتبطین با وحی و عالم بالا- مشمول این کلام خداوند هستند که: "یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا" "فقط جزئی از ظاهر زندگی دنیوی را می‌دانند و بس" (روم، آیه 7)

  1. عزیزان، همین حافظ لسان‌الغیب شیرازی که شما حسود و چه و چه اش می‌خوانید، بیچاره خودش این حالات بعضی از ما را پیش‌بینی کرده که از گفته

مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند               که اعتراض بر اسرار عالم غیب کند

کمال سر محبت بین نه نقص گناه                      که هر که بی‌هنر افتد نظر به عیب کند،

در دیوان کبیرش چندین و چند بار راجع به محدودیت عقل و فهم ضعیف بشری سخن گفته که به عنوان نمونه یکی دو مورد از آن را نقل می‌کیم که از قدیم الایام گفته‌اند در حانه اگر کس است یک حرف بس است.

مورد اول: در کارخانه‌ای که ره عقل و فضل نیست              فهم ضعیف رای فضولی چرا کند

مورددوم: عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی                         عشق داند که در این دایره سرگردانند

  1. برای تسلی دل این قبیل اعتکاف نشینان معبد علم و علم‌چرستی (Scientism) عرض کنیم که در حیرانی و سرگردانی تنها نیستند و در این راه دیگر همه چیز دان‌های عالم اعم از مصطبه‌نشینان ینگه دنیایی و دوستان سابق ما که از سر غرور و توهم علمی، وحی نبوی را خواب و خیال می‌پندارند یا اساتید خیال‌پرداز داخلی که دین را فقط برای امید و آرامش و شادی و این هر سه را هم منحصرا مکنون در دل بودیزم می‌دانند و ادیان ابراهیمی را به کلی فارغ از این ماجرا می‌نامند، هم‌سفرشان هستند. آری عزیزان:

قبله جان را چو پنهان کرده‌اند               هر کسی رو جانبی آورده‌اند

به قول آن شاعر بزرگ عرفانی دیگر، مولانا جلال الدین محمد بلخی معروف به ملای رومی یا مولوی:

عقل جزوی عقل را بد نام کرد                      کام دنیا مرد را ناکام کرد

عقل جزوی عشق را منکر بود                       گرچه بنماید که صاحب سر بود

از همین روست که به زعم این یکه سواران وادی سلوک:

عقل بند رهروان است ای پسر                      آن رها کن ره عیان است ای پسر

با ذکر ین چند مقدمه، اکنون برویم سر مطلب اصلی و پرسش این دوستمان در مورد ولادت حضرت مهدی(عج):

  1. این‌که پرسیده‌اید چرا امام یازدهم تنها یک همسر و او هم تنها یک پسر داشت، اولا باید اذعان کنم که در خلال متجاوز از نیم قرن که این بنده به نحوی با مطالعات مذهبی و پرسش و پاسخهایدینیمشغولهستم که نمونه آنرا خود شما در مجموعه سه جلدی «دین و چالشهای جهان معاصر» (انتشارات کلیدر و انتشارات الهدی، 4-1392)



پاسخ دهنده : دکتر عبد الرحیم گواهی
بازدید : 79    نظرات درج شده :
برچسب های مرتبط :


درج نظر شما



نظرات درج شده

هیچ نظری در این بخش ثبت نشده است


کلیه حقوق متعلق است به مرکز پژوهش ادیان جهان
Copyright 2011-2012 World Religion Research Center All rights reserved
Designed & Powered by RedPineSoft
بازدید امروز : 133
بازدیـــــد کـل : 335400
خبــرنـامه مرکز پژوهش ادیان جهــان
ایمیل خود را وارد کنید و آن را به لیست خبرنامه اضافه و یا از آن حذف نمایید
عضویت در خبرنامه افزودن ایمیل به خبرنامه حذف ایمیل از خبرنامه